عبد الله قطب بن محيى
222
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى
آيد ، اين پارهاى است از بيان لميّت . اين سخن و اين مجال زياده از اين نگنجانيد ؛ و السلام . * * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم مكتوب 83 [ قصور آدمى به دفع و رفع محنتهاى جهان ] ( من عبد اللّه قطب الى الحضرة العلية المحبيّة المحمديّة ) محنتهاى جهان پايان ندارد و قوّهء آدمى به دفع و رفع آن وافى نيست ( يكى دفع مكروه كه چندتاى ديگر رسيده ) و با يك تن تنها با چنين دشمنان انبوه مقاومت كردن وجهى ندارد ، يا پناه به كسى مىبايد برد كه قوّهء او به دفع ايشان مستقل باشد ، يا مستسلم مىبايد شد كه هرچه بر ايشان رود ، رود ، چه ، مقاومت بىفايده دفع مكروه نمىكند و فى نفسه تعبى است ، پس شقا مضاعف است ، و عدول به قسم دوم گاهى بايد كرد كه يأس از قسم اول حاصل باشد و يأس از قسم اول حاصل نيست ، چه ، به گواهى عقل و خبر صادق معلوم شده وجود مقتدرى كه قوّه او به همه چيز مستقل است تبارك و تقدّس ، و طريق التجاى به او خبر صادق مؤيّد به آيات و بيّنات معلوم گشته ، پس خردمند را مسلكى نماند جز التجاى به مقتدر سبحانه و درآوردن خويش در پناه او ، كما قال المقتدر تعالى : فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ « 1 » . و هر جنبش كه جز از اين طريق كنند حركة المضطر است « لا ينجع و لا ينفع و لا يصرف السوء و لا يدفع » . و اگر كسى سؤال كند كه ما مىبينيم كه آنان كه التجاى به مقتدر جستهاند ، بعضى سوء از ايشان مصروف نيست ، چه ، اولياى خدا به محن مبتلا مىباشند و آنان كه التجا به مقتدر نجستهاند ، سوء از ايشان مصروف مىباشد . كما نشاهد من خلاص بعض
--> ( 1 ) . سوره ذاريات ، آيه 50 « پس به سوى خدا بگريزيد » .